عشق من
دوستش دارم...
عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي
عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي
نميدونم ...
نميدونم چرا اين وبلاگو راه انداختم
شايد ...
شايد ميخواستم حرفاي دل تنهامو توي اون بنويسم
منتظر بودم تا از تنهايي در بيام تا اين وبلاگو تعطيل كنم
چون ديگه بهانه اي واسه نوشتن من نميموند
اما حالا ...
حالا كه ديگه تنها نيستم
ولي بازم داره مينويسم
اين دفعه واسه چي؟
واسه اين كه از خدام بخوام هيچ وقت تنهام نكنه
واسه اين كه از همراهم بخوام هيچ وقت تنهام نذاره
اين بار ديگه تو حرفام خبري از غم نيست
اين بار ديگه تو حرفام خبري از تنهايي نيست
چون ديگه تنها نيستم
چون كسي رو كه دوستش دارم .....
بقيه شو ديگه نمينويسم
چون خودش ميدونه......
نظر بديد...