عشق من




دوستش دارم...

عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي
            عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي
نميدونم ...
نميدونم چرا اين وبلاگو راه انداختم
شايد ...
شايد ميخواستم حرفاي دل تنهامو توي اون بنويسم
منتظر بودم تا از تنهايي در بيام تا اين وبلاگو تعطيل كنم
چون ديگه بهانه اي واسه نوشتن من نميموند
اما حالا ...
حالا كه ديگه تنها نيستم
ولي بازم داره مينويسم
اين دفعه واسه چي؟
واسه اين كه از خدام بخوام هيچ وقت تنهام نكنه
واسه اين كه از همراهم بخوام هيچ وقت تنهام نذاره
اين بار ديگه تو حرفام خبري از غم نيست
اين بار ديگه تو حرفام خبري از تنهايي نيست
چون ديگه تنها نيستم
چون كسي رو كه دوستش دارم .....
 بقيه شو ديگه نمينويسم
      چون خودش ميدونه......


نظر بديد...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۲۱ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۷:۴۰ | آرشيو نظرات (3) :موضوع |

مرا ببوس

 
مرا ببوس مرا ببوس
براي آخرين بار
ترا خدانگهدار
كه ميروم بسوي سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوي سرنوشت


در ميان توفان
هم پيمان با قايقرانها
گذشته از جان بايد بگذشت از طوفانها
به نيمه شبها
دارم با يارم پيمانها
كه برفروزم آتشها در كوهستانها آه
شب سيه
سفر كنم
ز تيره راه
گذر كنم
نگه كن اي گل من
سرشك غم به دامن
براي من ميفكن


مرا ببوس مرا ببوس
براي آخرين بار
ترا خدانگهدار
كه ميروم بسوي سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوي سرنوشت


دختر زيبا امشب بر تو مهمانم
درپيش تو ميمانم تا لب بگذاري بر لب من
دختر زيبا از برق نگاه تو
اشك بي گناه تو
روشن سازد يك امشب من
مرا ببوس مرا ببوس
براي آخرين بار
ترا خدانگهدار
كه ميروم بسوي سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوي سرنوشت

ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۱:۱۰ | آرشيو نظرات (3) :موضوع |

دوستت دارم

اينو فقط واسه تو مينويسم يادت نره كه خيلي دوست دارم

چگونه ميتوانم بگويم از فراغ يار

كه چند ساليست تر كه من كرده و رفته زين ديار

زماني كه بودهمدم اين دل بي تقصير

دنياي من او و ورد زبانم اسم نگار

خواهي چه بگويم به تو از فراغ يار

بگذار بگريم بر بخت واقبال اين دله زار

*******************************


ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۰:۲۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

بيا...

bia ta barat beguyam

ke maanaye didane ghashangihayat

shenidane sedayat

ke hamishe baraye man to khahi mand

ke tanha tanha tanha toei to...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۷:۰۱ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

love me

 
 
 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني

دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

دوستت دارم چون تنها ترين فكر تنهايي مني

ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۴:۰۷ | آرشيو نظرات (3) :موضوع |

love

    ----***ARASH***----

 


mikham ke vaghti khabi

kenare to beshinam

age ye vaght khabam bord

baz khabe to ro bebinam

atre nafashaye to

be tanam bepiche

kash bedooni ke zendegi bi to hiche

mikham tane ghashangeto
 
too baghalam begiram

begam age nabashi

karam tamoome o bedoone to mimiram

mikham labato roo labam bezari ta hamishe

begam ke zendegi dige bedoone to nemishe

to nistio ta abad

bi to delam migire

ama zamoone  mige ke dige

kheyli dire...

                       *NAZAR NADI NAMARDI*        



ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۰ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۶:۵۹ | آرشيو نظرات (1) :موضوع |

appel

تو به من خنديدي

و نميدانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم.

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

مي دهد آزارم !!!!

و من انديشه كنان

غرق اين اين پندارم

كه چرا

خانه كوچك ما

سيب نداشت!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۱۰ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۲:۳۲ | آرشيو نظرات (4) :موضوع |

man

salam omidvaram haletoon khoob bashe emruz havas kardam ye ahangi baratoon bezaram ke khodam asheghane gooshesh midam midoonam shoma ham doosesh darid pas az dastesh nadido oono danlod konid besiar ahangi ziba va aroome
nazar yadetoon nare
 
michael jackson: libraryan girl
 

(downlod) 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۶:۱۸ | آرشيو نظرات (5) :موضوع |

نميدونم

  بزن بارون كه داغونم
جنون عشق در خونم

بزن پرپر كنم بارون

كه عمرم شد چنان مجنون

بزن مست وخمارم كن

چو آتيشي به بارم كن

بزن ديوانه و مستم

به اميد تو بنشستم

بزن بارون كه دلخونم

مثال لاله وحشي نشون عشق در خونم

بزن بارون كه گريونم

براي چي چشام بازه

نميدونم. نمي دونم.........

ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۱:۱۰ | آرشيو نظرات (2) :موضوع |

بي تو مهتاب

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.

همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط sevda | ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۰:۰۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |